نمایش پستها با برچسب طرح. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب طرح. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه
۱۳۸۹ آذر ۲۸, یکشنبه
سه شعر و طرح از «نیلوفر.م»
1)
به سراشیبی
کوبیده شدم
به سرعتام نگاه نکنید
به قعر میروم
گم میشوم.
میخ هم
حرکت دارد
دستِ کم
در زمان.
کوبیده شدم
به سرعتام نگاه نکنید
به قعر میروم
گم میشوم.
میخ هم
حرکت دارد
دستِ کم
در زمان.
2)
باد
خود
میدانست
باور پنجره را
که همیشه
خود
میدانست
باور پنجره را
که همیشه
به نَوَزیدنِ
باز بود.
پنجره
از روییدنِ من درد کشید
باد مرا با خود برد.
پنجره
از روییدنِ من درد کشید
باد مرا با خود برد.
3)
گاه
راهها
یاریمان میکنند
دور شویم.
آنچه
از پیش
ما را فرا میخواند
به بازگشت
هجوم میآورد.
راهها
یاریمان میکنند
دور شویم.
آنچه
از پیش
ما را فرا میخواند
به بازگشت
هجوم میآورد.
۱۳۸۹ آذر ۱۶, سهشنبه
دستانِ بسته ام ...«کاری از رفیق نیلوفر» برای بزرگ داشتِ 16 آذر
به مناسبتِ فرارسیدن روزِ دانشجو «16 آذر»
شعر و طرح از رفیق نیلوفر ---
دستانِ بستهام آزاد نیست*
چشمانام زندانیِ نگاهِ توست
گامهایام لبِ تیزِ راهاَت را میسایند
ورنه این خون
به دستِ تو جاری نیست
و فریادم
طلوعی است
از گلوگاهِ ستارههایِ این دیار
که شب را بهخاطر سپردهاند.
چشمانام زندانیِ نگاهِ توست
گامهایام لبِ تیزِ راهاَت را میسایند
ورنه این خون
به دستِ تو جاری نیست
و فریادم
طلوعی است
از گلوگاهِ ستارههایِ این دیار
که شب را بهخاطر سپردهاند.
اشتراک در:
پستها (Atom)


